imagine

:This is kind of a diary or something that I'm gonna share it with you

imagine

:This is kind of a diary or something that I'm gonna share it with you

شده تا حالا یه تصوری از آیندتون داشته باشین؟

خییلیا خیلی با جزئیات خیلی زیاد تصور میکنن یعنی یه شرایط و روند کامل رو. مثل دوستم کیا حتی متراژ خونه ای که میخواد در آینده داشته باشه و قیمت تقریبی همه چیز هایی که میخواد داشته باشه رو با دوستش حساب کرده و میدونه دقیق میخواد چکار کنه. یا اون یکی دوستم امیر علی میخواسته بره آلمان و میدونسته چکارا باید بکنه و داره طبق برنامش میره جلو بعضیا هم هستن بعضا که اصلا به آینده و اینا فکر نمیکنن. 

ولی من (و هر کی مثل مثل من) یه سری چیز هارو میبینم، نه دیدن با چشم منظور یه تصوراتی دارم که میخوام داشته باشم (مگر عکسش ثابت شه) یعنی یه سری شرایط که توشون باشم و چون فقط یه بار زندگی میکنم حتما حتما (مگر عکسش ثابت شه) میخوام تجربشون کنم. یکیش اینه که میخوام تو هاروارد گرجویت بشم و ناتالی پورتمن رو ببینم. دومیش تاپ گیر با بی ام وه زی فور زرشکی با آهنگ "د گریت گیگ این د اسکای" سومیش دوچرخه سواری یاد دادن به دخترمه. چهارمیش کادو روز پدریه که دخترم خودش برام درست کرده باشه و همینطور تا ان امیش...

ولی یه سری چیزا هم میدونم مثل اینکه قراره در سفر باشم یعنی خب از بچگی سفر زیاد کردم و سفر رو زیاد دوست دارم و قراره بعد از این که آب ها ،از لحاظ سربازی و درس و دانشگاه، از آسیاب افتاد دوباره به مسافرت هام ادامه بدم و این بار به صورت مستقل و خب اگه نرم یخورده ساکز. یا مثلا قراره فیزیک رو تا تهش ادامه بدم و حالا شاید یه چیز دیگه هم شروع کردم شاید هم در کنارش شروع کردم مثل ویالن (که چقدر هم دارم تمرین میکنم (سارکزم)) 

یه سری چیزا هم هستن که واقعا دوست دارم داشته باشن ولی با هم یه جورایی ممکنه انجام نشن مثلا دوست دارم طبقه 30 ام به بالای یه برج بلند تو نیویورک زندگی کنم همچنین دوست دارم تو یه شهر آروم اروپا (بیشتر شرقی) تو یه خونه حیاط دار زندگی کنم همچنین دوست دارم یه خونه تو نروژ یا سوئد یا فنلاند توی جنگلای اونجا داشته باشم و یه چیزی هم که دوست دارم یه ویلای خیلی کوچولو تو شماله و فرقی هم نمیکنه کجا باشه (ترجیحا ساحلی) که خب مجموع اینا همه با هم عملی هست ولی سخته یعنی خب کلی طول میکشه که تو هر کدوم از شرایط مذکور فعل زنده بودن را به زیستن تغییر داد. ولی یه حسی بهم میگه همه چی درست میشه دقیقا همونطور که میخوام تنها و تنها اگر کیپ آپ کنم و پنیک نکنم.

باشد که رستگار شویم، بدرود.



  • alireza khodakarami

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی