imagine

:This is kind of a diary or something that I'm gonna share it with you

imagine

:This is kind of a diary or something that I'm gonna share it with you

فک میکردم تموم شده یا حداقل خیلی کم شده تا دوباره سراغم اومد. دپرسد بودنم رو میگم از تولدم به اینور باز دپرسد میشم حتی تو وقتایی هم که شاد شادم بازم یه غم سوزناکی تو گلوم هست. احساس تنهایی خیلی شدیدی دارم. دیدین تو خواب بعضی وقتا خودتون رو از دید سوم شخص میبینین؟ جدیدا خیلی اینجوری میشم مثلا وقتی دارم ویالن میزنم وقتی دارم فیلم میبینم یا کتاب میخونم حس عجیبی داره انگار دنیای من از بقیه جداست و خودم تنهام و کسی نمیبینتم احساس نامرئی بودن بعضیا هیتن که مشکل دو شخصیتی دارن و جالبه برام که من احساس میکنم بعضی وقتا هیچ شخصیتی ندارم و انگار فقط یه تیکه گوشتم که حرکت میکنه. اخیرا فیلم کوتاهی رو شروع کردم برای دل خودم بسازم 1 تیکش رو هم فیلم برداری کردم ولی بخاطر کمبود مموری دوربین بیشتر نشد. خوبیش اینه که نه بودجه میخوام نه بازیگر فقط تایم میخوام و دوربین وباطری و مموری کارت. یه کچ فریز داشتم دوران کودکیم یه نام دومبولیدوسوم اون موقع شاید گفتنش خوشحالم میکرد ولی الان از روی عادته و خیلی کمتر میگمش و هر موقع بهش فکر میکنم بغضم میگیره.به نظرم یه قسمت عمده این سوز توی دلم بخاطر کمال گراییم باشه

وقتی یه انتظاری از یه چیزی دارین و بهش میرسین میبینین از انتظارتون پایین تره چقدر تو ذوقتون میخوره، حالا تجسم کنین که از خودتون یه انتظاری داشته باشین و ببینین اصلا و ابدا اون انتظاری که از خودتون داشتین نیستین چه حس مزخرفی داره؟ آدم یه سری چیزا میبینه میخواد بالا بیاره مثل مرده پرستی طرف تا وقتی زندس هیچکی نمیدونه زندس مردس نه کسی میشناستش نه کسی به حرفاش گوش میده نه هیچی! حالا تا میمیره پیامای تسلیته که همینجوری میاد پشت سر هم. بذارین براتون از شخصیت های بزرگ کمال گرا بگم یکیشون استنلی کوپریک (من خودم از فیلماش خیلی خوشم نمیا و اهمیتی هم نمیدم که چقدر  فیلماش حرفه ای و ایناست شاید من توانایی درکشون رو ندارم) یکی دیگش لودویگ ون بتهون که این یکی رو خیلی قبول دارم. به نظر من کمال گرایی میتونه خیلی کمک کنه به پیشرفت ما ولی نه همیشه. مثلا بتهون یه کنسرتو ویالن داره فقط چرا چونکه اینو مینویسه کسی که اجراش میکنه وقت حسابی نمیذاره برای تمرینش و اجرای بدی داشته بعد چی میشه لودویگ ون بتهون نابغه موسیقی جهان اعصابش خورد میشه و دیگه برای ویالن کنسرتو نمینویسه.

پ.ن.1. مطمئن نیستم کنسرتو بوده یا سولو یا چی برین خودتون اگه دوست دارین تحقیق کنین.

پ.ن.2. از زندگی که دارم راضی نخواهم بود تا وقتی که دقیقا بشه همون چیزی که میخوام، و میدونم آسون نیست.

پ.ن.3. من حاضرم بتهون بشم و حالا واسه ویالن کنسرتو یدونه بنویسم.

پ.ن.4. سعی کنین بهتون فحش دادن هم عصبانی نشین (حتی فحش خواهر مادر بخدا تعریف غیرت این نیست) عصبانیت کار دستتون میده کلا بده.

  • alireza khodakarami

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی