imagine

:This is kind of a diary or something that I'm gonna share it with you

imagine

:This is kind of a diary or something that I'm gonna share it with you

حتی میشه عنوان این پست رو فاک یو سامر بذارم. الان دقیقا تنها فرقش اینه که به جای اینکه کلاسارو خواب بمونم همینجوری خواب میمونم. البته خب با امتحانا فرق داره ها. شبی که میخواستم پک کنم بیام همدان خیلی حالم بد بود دیگه یهو عصبی شدم قرصام رو همشونو با دندون خورد کردم ریختم دور. نیازی به استفاده از اونا ندارم خودم میتونم خودم رو خوب کنم فقط نیاز دارم که به خودم نصف چیزی که به بقیه اهمیت میدم اهمیت بدم. فکر کنم وقتشه که با خودم آشتی کنم. اوری وان دیزرو عه سکند چنس. حتی در بعضی موارد داریم اوری وان دیزرو انادر چنس آنتیل دی وانت ات. یعنی هر چند بار که ریدی تا وقتی که کوتاه نیای باز هم فرصت داری که دوباره شروع کنی. به نظر من اعتماد به نفس چیز مهم و خطرناکیه (خودم اصلا اعتماد به نفس ندارم و از کسایی که دیدم اعتماد به نفس دارن متنفرم "م.ب." نه بخاطر اعتماد به نفس داشتنه اینا افرادین که بیش از چیزی که باید اعتماد به نفس دارن یعنی یه جور دیگران کوچک بینی دارن) نباید اعتماد به نفس باعث شه راجب به خودت توهم بزنی که وای من چقدر شاخم. باید همیشه بدونی که از تو بهتر و بدتر هم هست تو هر زمینه ای. البته نظر من اینه که راه هر کس با بقیه جداست. یعنی این مسیری که توعه نوعی داری میری با مسیر همه ی آدم های دیگه از زمین تا آسمون متفاوته به طور مثال فرض کنیم که یه نفر پشت کنکور میمونه با بدبختی میره دانشگاه سال بعدش مشروط میشه و هی بدبختی میاره تا اینکه الان رسیده به اینجا که 26 سالشه هنوز کلی از درساش مونده آیا این شخص نمیتونه موفق بشه؟ آیا این شخص عقب افتاده؟ از چی اصن عقب افتاده؟ از همسناش؟؟؟ فکر کن همه متولد های اون سال بمیرن یهو اون وقت از کی عقبه؟ فکر کن همه آدمای دنیا یهو بمیرن، اونوقت از کی عقبه؟ چیزی که میخوام بگم اینه که ما تو دنیا تنهای تنهاییم. این مسیر هم مسیر خودمونه؛ گند زدیم تا الآنشو؟ مهم نیست فکر کن حافظه ات رو از دست بدی کلن از صفر شروع باید کرد نه؟ الآنم از صفر شروع کن همه چیو بساز سن واقعا فقط یه عدده. بسیار مثال برای ما زدن و میشه زد که اینو ثابت کنهمثلا الآن خود من هشت سالمه باورت میشه؟ سن عقلیم هشته. حالا بگذریم از اینا آقا حالمون بده و خب نمیدونم چرا. نمیدونم چه مرگمه واقعا کاش همه چیز خیلی خیلی آسون تر از چیزی که هست بوددلم هیچی نیست که بخواد یعنی به عنوان هدف و فقط مرگه که فکر کردن بهش بهم آرامش میدههمه آدما فکر میکنن که زندگی اینجوریه که میری مدرسه راحت میشی، دبیرستان رو بگذرونی راحت میشی، از شر کنکور خلاص شی راحت میشی، مدرکت رو بگیری راحت میشی، بری سر کار راحت میشی، نمیدونم زن بگیری راحت میشی بچه هات رو بزرگ کنی راحت میشی و ... ولی غافل از اینکه هرکدوم از اینا یه بدبختیای بیشتری میاره رو بدبختیای قبلی که انقدر سخت ترن که قبلیا رو فراموش میکنی هممونم تنهای تنهاییم و هیچ کمکی نداریم. فقط مرگه که ممکنه آرامش داشته باشه. حداقل از دست جسم لعنتیت خلاص میشی. البته میدونی نه که ما همه کمال گراییم کمال هم یعنی تحمل و هندل کردن این بدبختیا پنیک نکردن درست عمل کردن. و ادامه دادن به این زندگی کوفتی. کاش میشد حس ها رو هم به اشتراک گذاشت واقعا نمیدونم این حس کوفتی که دارم چیه. در آخر هم یه نظر جالب از دیوونه ترین آدمی که دیدم و خیلی باهاش حال میکنم:

The important thing is not to stop questioning. Curiosity has its own reason for existing
-A.Enistein
  • alireza khodakarami

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی