imagine

:This is kind of a diary or something that I'm gonna share it with you

imagine

:This is kind of a diary or something that I'm gonna share it with you

گویا کفشامو تو خوابگاه همینجوری جا گذاشتم و اومدم؛ یادمه علی اینکارو کرده بود کلی گفتم چجوری میشه آدم کفشاشو جا بذاره و اینا انقدر گفتم تا خودمم جا گذاشتم. دلم نمیخواد بخوابم ساعت 5:29 صبح عه و من بیدارم فردا یعنی امروز باید بریم تهران تا کفشا رو برداریم و اینا که آماده شیم بریم مسافرت احساس نکبت باری نسبت به زندگیم دارم حالم انقدر بده که دوست دارم بد بمونه خوب بودن های منم موقتیه به شدت حالم بده و خب میدونین دلیلشم نمیدونم وقتی دلیلش رو نمیدونی نمیتونی رفعش کنی حتی نمیدونی که چی کار کنی حالت موقتی هم که شده خوب میشه به تنها چیزی که میشه امیدوار بود اینه که آیا اگه مشکلاتی که دارم رو اور کام بشم مشکلاتی از قبیل عدم اعتماد به نفس و اینا و به طور کلی چیزی درونم وجود نداشته باشه که ازش بدم بیاد (فرض کنیم میشه) به آرامش میرسم یا نه؟ الآن میدونی چی دلم میخواد؟ دلم میخواد 3 روز از کاملا تنهای تنها باشم ایزوله. بعضی وقتا اینجوریم که اگه من بمیرم چه واکنشی دیگران خواهند داشت؟ سلی حمید سعید مامان بابام فاطمه صفی اکبری نفر همسایه هامون مامان جون بابا جون مامان صوری بابا منصور زهرا  آقا مصطفی ندا نجلا دایجون مسعود نیر خانوم  مهراب محبی حالشون چجوری میشه؟ خودم خودم حالم چجوریاست؟ آیا از کارایی که کردم راضی ام؟ به نظرم چیزی که سوسایتی ازم میخواست رو بر چیزی که خوردم میخواستم ارجحیت (بهم رسوندن درستش چیه) ندادم نه تو رشته دبیرستان نه تو رشته دانشگاهی نه تو نحوه زندگی آدم خوب مثبت ساکت ماکتی نبودم و نمیخواستم که باشم هم

آدم بدی هم نبودم کار هایی کردم که باعث عذاب وجدانم بشن بعد از n سال همچنان ولی خب با خودم مبارزه کردم دیگه نسبت به اولش قوی تر شدم ولی هنوزم خیلیییییی ضعیفم معدم حالش بده یه حالت تهوع خفیفی در تمام طول روز دارم حالم رو آهنگ بلک برد بیتلز کامل نشون میده: بلک برد سینگینگ این د دد آو نایت/تیک دیز بروکن وینگز ان لرن تو فلای/آل یور لایف/یو ور آنلی ویتین فور دیس مومنت تو ارایز... دلم پی اس فور میخواد با دستگیره اضافی و یه عدد پایه فیفا بشینم بیشمار بازی کنم و گل قشنگ بزنم نه گل مسخره مثل پویا .:چشم هایی که به بالا میچرخند:. راستی بعد از عید نفر باهام قهر بود دیگه؛ امروز یه نیمچه آشتی کرد با هم یه دست دوتا 2 بازی کردیم. احساس میکنم چیزایی دارم که لیاقتشونو ندارم 

پ.ن.1. هعی

پ.ن.2.هعی

پ.ن.3. هعیییییییییییی

  • alireza khodakarami

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی