imagine

:This is kind of a diary or something that I'm gonna share it with you

imagine

:This is kind of a diary or something that I'm gonna share it with you

آقا یه راست میرم سر اصل مطلب، فردا رای بدین. و حالا اصل تر مطلب: بعضی از روزا شبیهه فیلمای با بودجه کمه که دهنمکی کارگردانیش کرده باشه شریفی نیا هم نقش اصلیش باشه (از سلی میپرسم یه کارگردان مسخره فجیح بگو میگه دهنمکی میگم نه از این طنز شر و ورا که شریفی نیا هم بازیش میکنه و باز دیدم میشه دهنمکی) آقا بحث رو سیاسی نکن اینجا خانواده هست. اتفاقا بحث امروز به شدت سیاسیه امروز که بیدار شدم برای امتحان آقامیر حالت تهوع داشتم بعد یه کیت کت خوردم که کیت کت ویل دو ولی گویا کیت کت ونت :( بعد سوار تاکسی شدم که آقا دیدم حالم بد شده و دارم میارم بالا که گفتم تاکسی نگه داره و بعد آوردم بالا تو جوب خیابون کیف و کتابم هم پرت کردم یه گوشه ای و بعد سردی بعد از بالا آوردن و لرزیدن و اینا (آقا اگه حالت به هم خورده باید بگم که نخونی ولی دیر شده واسه گفتن بعدم دادشه من خواهر من استفراغ یعنی طلب فراغ کردن طلب راحتی کردن، که یه استمنا هم داریم اونم طلب راحتیه ولی فرق داره که حالا بگذریم، و این استفراغ واکنش طبیعیه بدنه پس بیخودی اخ و پیف نکن به خوندن ادامه بده. البته اگه دوست داریا) آقا آره چشمت روز بد نبینه شانس آوردم که یه آبخوری اونجا بود سر و صورتم رو شستم و اینا بعدم پاشدم پول گرفتم از عابربانک که تاکسی بگیرم و باید هرچی زودتر میرفتم دستشویی آقا رفتم دانشگاه و بعدم رفتم دستشویی اومدم بیرون دیدم محمد دوست حسام اونجاست که فکر کنم الآن خودش اینجوری باشه که کاش نرفته بودم حالا داستان رو دنبال کن. آقا فهمیدم که فاطمه هم مث من مسموم شده و کلی دلسوزیم دو برابر شد و همونطور که میگفتم من چقدر بدبختم میگفتم که فاطمه طفلکم حال بد شده و اینا (بگذریم که کلن یادم نبود امروز که باید کمتر شه روابطم خب میدونیم که چی باعث میشه حافظه کم بشه، کم خوردن امگا سه تقصیر ایناست که بهمون کم ماهی میدن دیگه، والا) بعد نشستم پیش سیاوش و روبرو تندیس و هیربد که میگفتن تجریشو ولیعصر چقدر دیشب شلوغ بوده که المیرا با ارسلان اومدن که بریم سر امتحان آقا امتحان خیلی خوب شد کاش یکم بیشتر خونده بودم و مریض نبودم فک کنم میتونستم راحت فول مارک شم ولی الانم بد نمیشه نمرم امیدوارم سوتی بدی نداده باشم. بعد از امتحان با فاطمه دراز کشیدیم یه خورده حال جفتمون بد بود. بعد که اومدیم بریم یهو دیدیم که این ماشین نگهبان تو روز تبلیغ ممنوع کلی برچسب مرچسب رییسی زده و گذاشته جلو در ما رفتیم دنبال نوری با حسام و هیربد که بیان اینو جمعش کنن که نبود. حسام یکی از پوستر هارو خودش کند و اون یارو خیل زورش گرفت در رو قفل کرد و این حسام و هیربد و محمد رو هم نگه داشت تو

من یه عکس گرفتم ازش که یهو یه سپاهی اطلاعاتی نمیدونم چی چی اومد بدو بدو منو هل داد که فیلم نگیرین شلوغش نکنین. بعد من بهش گفتم تو چرا منو هل دادی از من عذر خواهی کن بعد گفت که تو کی که من ازت عذر خواهی کنم تو دلم گفتم من بنده خدایی ام که تو رو به وجود آورده ولی اومد دوباره هلم بده دستشو عقب زدم گوشیش پرت شد آقا مارو جدا کردن که گویا این به من گفته طوله سگ فقط اگه میشنیدم قطعا الآن کاری کرده بودم که کهریزک بودم. بگذریم این یاروعه رفت اونور تر گوشی به دست دیکه من رو فرستاد فاطمه  که برم خوابگاه دردسر نشه و از اونجایی که من پسر بسی حرف گوش کن و سر به زیرو گلی هستم رفتم. حالا گویا برای حسام و هیربد اتفاقی نیفتاده ولی محمد رو ارجاع دادن به دانشگاه خودشون که حراستش بسی گیره امیدوارم تو پرونده ای چیزیش ننویسن طفلک. بعد دیگه زنگ زدم از فاطمه با جزئیات اتفاقاتی که افتاده بود رو پرسیدم. بعدم خوابیدم که بهتر شه حالم بیدار که شدم رو به موت بودم تب و لرز و اینا رفتم دکتر برام سرم زد و اینا دیگه بهتر شدم جا داره به شدت از حمید تشکر کنم که اومد و باز از فاطمه که بهم گفت برم دکتر. دیگه احمد با پسراش یهو اومدن تو اتاق ما من شوکه شدم فاطمه رو هم کلی عاصی کردم که چرا هی آفلاین میشدم و بعدم خداک بازی درآوردم و انقدر که عذرخواهی کردم چلش کردم فک کنم. دیگه بهم یادآوری کرد که خاک تو سرم واقعا که هی یادم میره و واقعا درست میگفت. چی کنم بهم حداقل شما حق بدین، نه ندین واقعا حقی ندارم.

پ.ن.1. کاش به جا محمد من بدبخت میشدم

پ.ن.2. کاش مثل بزدلا فرار نکرده بودم

پ.ن.3. محمد با ریش کم خیلی بهتر بود، الآنم خووووووووبه ها ولی اوووووووووووون قبلی 

پ.ن.4. وقتی من افقی ام بهتر میبینم کاش همیشه افقی باشم. (والا خودمم نفهمیدم چی گفتم)

  • alireza khodakarami

نظرات  (۲)

افقی؟!
بزدلانه نبود و خیلی ه عاقلانه بود:|
پاسخ:
افقی که باشم راستای چشمام عموتی میشه و جالب تره. 
میتونه هم عاقلانه باشه هم بزدلانه. 
میتونست هردوش باشه ولی عاقلانه بود نه بزدلانه
بازم نمی‌گیرم افقی رو :دی
پاسخ:
راستش خودمم نفهمیدم چی گفتم افقی رو ولی کلن دیدی وقتی دراز کشیدی زیر سایه بعد نور خورشید از بالا میزنه از لایه شاخ و برگ درختان. بعد گویی بهشت برین تجلی میشه؟؟ حالا اگه افقی نباشی که انقدر صحنه خفن نمیشه انقدر همه چی زیبا نمیشه. البته شاید چون استیکماته چشمام و افقی رو بهتر از عمودی میبینم وقتی خودم افقی باشم شما شاید فکر کنی که باز افقی رو بهتر ببینم ولی نه جانم محور افق بر محور عمود مماس میشه و اینا آقا خیلی پیچیدس خلاصش اینکه افقی میشم بهتر میبینم شاید مال اونه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی